عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
125
كشف الحقايق ( فارسى )
بهآنچه اولوالعزم دانستهاند نيز همچنان و آنچه اولوالعزم دانستهاند نسبت بهآنچه خاتم انبيا دانسته است نيز همچنان و آنچه خاتم انبيا دانسته نسبت بهآنچه ندانسته باز قطره و بحرست . پس اگر آدمى تا زنده است رياضت و مجاهدت كشد بجاى خود باشد و بر اين تقدير ممكن نباشد كه از آدميان ذات و صفات خداى را چنان كه ذات و صفات خداى است بشناسد و غزالى از سر همين فرموده است كه علامت اهل كمال آنست كه بعجز خود اقرار كند اينست معنى : « العجز عن درك الادراك ادراك » و اينست معنى : « عليكم بدين العجائز » . فصل بدانكه بلوغ چهار نوع است : يكى [ بلوغ اسلام است كه ] مقام تقليد و انقياد است و در اين مقام است كه سالك خداى را به زبان يكى مىگويد و يكى بلوغ ايمانست كه مقام استدلال « 1 » و علمست و در اين مقامست كه سالك خداى را به دل يكى مىداند . و يكى بلوغ ايقانست كه مقام اطمينان و آرام است و در اين مقامست كه سالك خداى را گوئيا يكى مىبيند . و يكى بلوغ عيانست كه مقام كشف غطا و شق شقاقست « 2 » و در اين مقامست كه سالك خداى تعالى را يكى مىبيند . مدت فراق گذشت و وقت وصال آمد شب هجران نماند و روز ديدار ظاهر شد : فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ « 3 » و اين بلوغ عيان كمال آدمى و نهايت مقام است . فصل بدانكه هر بلوغ كمالى دارد : كمال بلوغ اسلام : « المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده » . و كمال بلوغ ايمان : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ . اولئك
--> ( 1 ) - كه مقام استدلال است ( 2 ) - كشف غطاء و سر و شفاعت است ( آستانه ) كشف و غطا و سر و شفقاتست ! ؟ ! ( مجلس ) ( 3 ) - ق 22